والاترین عشق
گاهی وقت های آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی
خودت کنارمی اما نگاهتو پریشونه همیشه عاشقت بودم نخواستم دور بشی از من خدا نیاره اون روزو که دیگه خسته شی از من هوای خونه دلگیره تبت افتاده به جونم نمی دونم کجایی تو نمی دونم نمی دونم بذار دلواپست باشم نگو که دلخوری از من بیا و این دمه آخر این احساس و نگیر از من وقتی که دلت بهونه می گیره سراغ من دیوونه رو می گیره سکوتت بین ما فاصله می ذاره می خوام صدات کنم بغضم نمی ذاره! این روزا روزای خیلی خوبیه واسه من روزای فقط شادی خدا رو شکر همه غم و قصه ها تموم شده! دوست دارم ازدواج کنم ولی نمی تونم نمی تونم
از این دردی که من دارم کسی چیزی نمی دونه
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت
12:50 توسط مهران| |
| Design By : Night Skin |


